گفتي كه به احترام دل باران باش باران شدم وبه روي گل باريدم گفتي كه ببوس روي نيلوفر رااز عشق تو گونه هاي او را بوسيدم گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن من هم چو گل ستاره ها تابيدم گفتي كه براي باغ دل پيچك باش بر ياسمن نگاه تو پيچيدم گفتي كه براي لحظه اي دريا شودريا شدم وتو را به ساحل ديدم گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش مجنون شدم و زدوريت ناليدم گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييزگل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم گفتي كه بيا و از وفايت بگذراز لهجه ي بي وفاييت رنجيدم گفتم كه بهانه ات برايم كافيست معناي
لطيف عشق را فهميدم

دوستت دارم بي آنکه مرا دوست داشته باشي
دوستت دارم حتي اگر از چشمان خيسم بخندي و بي خيال اين باشي که دلم شکسته است...
دوستت دارم حتي اگر دلت سنگ باشد ، حتي اگر هيچ احساسي بر من نداشته باشي با اينکه ميدانم در دلت يک دنيا محبت است و احساست ، مثل آب پاک و زلال است...
عزيزم باور کن به تو نياز دارم ، مني که قلبي ويرانه دارم ودلي سوخته ، مني که ساحل درياي دلم طوفاني است و امواج غم و غصه در دلم زير و رو مي شود نياز به تو دارم که قلبم را با محبت و عشقت صفا دهي ، دل سوخته ام را با عشقت جان بدهي و ساحل درياي دلم را آرامتر از هميشه کني...
عزيزم مرا باور داشته باش ، حتي براي يک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن ...
بيا تا تنهايي دوباره به ويرانه دلم نيامده است !
تا تنهايي قاب خالي و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است، تو بيا و قاب زيباي عکست را در آنجا بگذار!
بيا در قلبم با صداي مهربانت بگو درد دلت را به من و با فرياد اسم مرا صدا کن و بگو مرا دوست ميداري تا سکوت تلخي که مدتهاست اعماق قلبم را فرا گرفته است و قلبم را غم زده کرده است شکسته شود!
قلبم را پر از محبت و عشق و صفاي خودت کن ! بگذار آن خوني که در رگهاي خشک من جاري ميشود خون تو باشد و بگذار آن وجود من وجود تو نيز باشد!
عزيزم اينک که مينويسم دوستت دارم چشمانم خيس است ، به خدا خيس است ، پس چشمهاي خيس مرا باور کن و تو نيز به من بگو مرا دوست ميداري.
با آهنگ دلنشين عشق و با ياد تو و با عشق به قلب تو با چشماني خيس و قلبي پر از اميد اگر نخندي و اگر بيخيال اين دل عاشق من نباشي مي نويسم که دوستت دارم...
اينبار نه از حفظ ميگويم و نه تکرار ميکنم ، اينبار براي آخرين بار ميگويم اين کلمه را !!!! چونکه دوست داشتن به عمل است نه به گفتن! پس براي آخرين بار ميگويم که مرا بفهمي و قلب شکسته و عاشق مرا باور داشته باشي
به یاد تو می نویسیم.می شینم. پا می شم.میخوابم.نفس می کشم و بالاخره زنده گی می کنم
اگر یک لحظه زنده گیم از یاد تو غافل بودم باز ...... مگر اینکه در این دنیا نباشم
دوستت دارم تا آخرین نفس
رویای تنهای تو
|
+| نوشته شده توسط
زندگی و تنهایی در پنجشنبه
1388/01/06
|